شاه محمود داعى شيرازى
114
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
در خارج ، نزد او كثرتى و تعددى نيست تا اجزايى بود . و اثبات اجزا و حصول كل از آن اجزا ، جز اعتبار عقل نمىداند . چنانچه سريال واحد در اعداد كه جز اعتبار عقل نيست ، و الّا جز واحد در خارج نيست ، كه عقل اول مرتبهى عدد كه اعتبار مىكند ، او را يكى مىخواند ، و در دوم مرتبه دو ، در سيوم مرتبه ، سه ، و همچنين تا آحاد تمام شود . و ديگر ده و بيست و سى تا عشرات تمام شود ، و صد و دويست و سيصد تا مئات تمام شود . و هزار و ده هزار و هزار هزار ، الى ما لا نهاية له و اين مراتب عددى و كثرات جز اعتبارات عقل نيست ، و آنچه متحقق الوجود است از عدد به نسبت مراتب او غير از واحد نيست . و چون مراتب عددى پس از واحد همه اعتبارى باشد ، سريان واحد در مجموع نيز اعتبارى باشد ، و امر محقق جز واحد نباشد . اكنون چنانچه مراتب عددى همه اعتبارى بود ، اجزاى عالم اعتباريست . اينقدر هست كه واحد محقق است ، و مراتب عددى ، اعتبارى . و عالم نزد ناظم ، محقّق الوجود نيست ، چه او مجموع الاجزا است ، و اجزا اعتبارى و به رفع اجزا ، رفع مجموع الاجزا لازم . و اگر گرفته شود كه مبدأ « 1 » وحدانى نسبت با تعيّنات معتبره ناگزير است كه باشد ، چنانچه واحد نسبت با مراتب عددى ، و الّا به تعطيل محض و نفى صرف قايل باشند ، ناظم بر آن است كه اگر آن مبدأ وحدانى كه اعتبار اجزاى عالم به سبب اوست ، موجود و محقق است ، امّا نه جهان است ، چه جهان عبارت از كل اجزاست و كليت اجزا بىكثرت صورت نبندد ، و اين مبدأ به هيچ وجه متكثر و متجزى نيست ، و منقسم نه ؛ و آن است كه حقيقت مطلقه است . از سخن ناظم اين معنى استشمام « 2 » مىرود ( و الله اعلم بحقيقته ) . بيت : جهان خلق و امر « 3 » از يك نفس شد * كه هم آن دم كه آمد باز پس « 4 » شد چون جهان نزد او امريست اعتبارى ، مجموع اجزاى معقولهء او
--> ( 1 ) . پا : مبداى . ( 2 ) . دا : اين استشمام . ( 3 ) . بدپا : امر و خلق . ( 4 ) . بدپا : باز و پس .